مقدمه
«وأذّن في الناس بالحجّ يأتوك رجالاً... ليشهدوا منافع لهم ويذكروا اسم اللّه في أيّام معلومات...، ومن يعظّم شعائر اللّه فإنّها من تقوي القلوب»(1).
فراخوان مردم را به گزاردن مناسك حج، كه به سوي تو آيند تا منافعي كه براي آنهاست دريابند، و خدا را در ايامي معين ياد كنند ... و بزرگداشت شعاير الهي از تقواي قلبهاست.
حج، آرمان و آزمون بزرگ الهي و زمينه ساز تحول معنوي و جلاي باطن و وسيلهي سير و سلوك حج گزاران بهسوي خداوند متعال است.
حج، افزون بر آثار معنوي و جاذبههاي روحي، داراي منافع اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي نيز ميباشد.
اسلام اين گردهمايي جهاني مسلمانان را با داشتن مليتهاي مختلف در حج واجب كرده است تا آنان يكديگر را بشناسند و همه از ارتباط با هم استفاده كنند و مشكلات مسلمانان را شناسايي و در برطرف كردن آنها بكوشند و با يكپارچگي، زمينههاي رشد و ترقي را آماده سازند و بر آگاهيهاي خود بيفزايند و پيشرفت كشورهاي مسلمان را فراهم آورند.
حج و زيارت خانهي خدا، نمادي گويا از ظهور محبت عشق به حضرت پروردگار است كه حجگزاران ميتوانند در فضاي ملكوتي آن، همنفس اولياي الهي شوند و در قرب حضور جاي گيرند و صفاي معنويت و معرفت را تجربه نمايند و به تماشاي وصول شيرين حق بنشينند و سر بر كوي جانان گذارند.
حج، داراي راز و رمزها و ظرافتهاي بسياري است كه بر حجگزاران لازم است پيش از رسيدن به آن فضاي نوراني با برخي از اين حقايق آشنا گردند تا با بصيرت هرچه بيشتر، بالاترين بهره را از حج برند و با تأمل و دقت در انجام هر عمل، به حكمت و باطن آن نظر داشته باشند.
شايسته است حاجيان پيش از انجام سفر معنوي خويش، آداب و اعمال لازم حج را به نيكي فراگيرند تا پس از تشرف، با مشكلي روبهرو نگردند و هر مسأله و عملي كه نميدانند فرا گيرند و در انجام اعمال حج، دقت لازم را مبذول دارند. البته، در اين امر بايد با حفظ تحقق احكام، از هرگونه وسواس و توهمات بيمورد دوري شود تا مانع از بهرهبردن از صفاي معنوي حج نگردد و همانگونه كه گذشت، توجه به ظاهر، عمل آنان را از حقيقت و باطن آن غافل نسازد؛ چنانكه ابوبصير كه يكي از ياران امام صادق عليهالسلام ميباشد گويد: با آن امام همام به مكه رسيديم كه صداي ناله و دعاي فراواني به گوش ميرسيد و زيادي و زيبايي عبادت مردم، مرا خيره ساخته بود كه امام صادق عليهالسلام با دست ولايت بر چهرهام كشيدند و بيشتر آن مردم را كه معرفت و ولايت نداشتند، انسان نديدم و عبادتشان بهرهاي از حقيقت نداشت.