پژوهشی در دیه انسان
*پیش گفتار
تداعی عرفی شدن فقه
اشاره
فقدان نظام سیاسی و اجتماعی در اناجیل چهارگانه، بلکه در اناجیل فزون از بیست انجیل، بستر مناسبی بر این شد که غربیان فقط در مسائل ماوراء طبیعت و به اصطلاح الهیات، به کتاب مقدس مراجعه کنند، ولی در مسائل زندگی اعم از سیاسی و اجتماعی و اقتصادی، مرجع، خِرَد جمعی و شورایی باشد.
طرفداران عرفی شدن فقه، ایده خود را چنین تعریف می کنند:
عرفی شدن فقه عبارت است از افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی و...، از نهاد دین، و به عبارت دیگر; عرفی شدن فقه به این معنا است که نهاد دین که در اعصار گذشته دارای کارکردهای گوناگون بود، (آموزش و قضاوت و تدوین امور شهر و...) ولی به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی باید بسیاری از مسائل فقه به دیگر نهادها واگذار شود.(1)