سایز
اندازه متن

بحث درباره تاریخ و زمان بعثت

بحار الانوار ج 18 ص 268 و این هم پاسخی است به برخی از اهل سنت که خواسته اند روایت عایشه را توجیه کرده و آن حالت رسول خدا «ص را که در آن حدیث آمده با روایات دیگری که در این باره رسیده که چون وحی بر آن حضرت نازل میشد حالت غش او را میگرفت...و این هم حدیث دیگری در این باره که در کتاب توحید صدوق (ره) (ص 102) آمده: «...عن عبید بن زراره، عن ابیه قال: قلت لابی عبد الله علیه السلام: جعلت فداک الغشیه التی کانت تصیب رسول الله صلی الله علیه و آله اذا نزل علیه الوحی؟قال: فقال ذلک اذا لم یکن بینه و بین الله احد، ذاک اذا تجلی له، قال: ثم قال: تلک النبوه یا زراره، و اقبل یتخشع .@ و بلکه در پاره ای از روایات آمده است که جبرئیل هیچگاه بدون اجازه قبلی نزد رسول خدا «ص نمی آمد، و هرگاه نیز که اجازه میگرفت هنگام ورود با کمال ادب و مانند بنده ای درحضور آنحضرت جلوس میکرد، که این هم متن آن حدیث دیگرکه شیخ صدوق (ره) در کتاب علل از امام صادق علیه السلام روایت کرده: عن ابی عبد الله علیه السلام قال: کان جبرئیل اذا اتی النبی صلی الله علیه و آله قعدبین یدیه قعده العبد، و کان لا یدخل حتی یستاذنه. [1] . اکنون بنگرید «تفاوت ره از کجا است تا بکجا» و چه اندازه فرق است میان روایات اهل سنت و روایات شیعه درمعرفی جبرئیل و رسول خدا «ص و داستان وحی و ورود فرشته وحی بر رسول خدا «ص

؟و خود قضاوت کنید! و این نیز حدیث دیگری در این باره که عیاشی در تفسیر خودآنرا از زراره از امام صادق علیه السلام روایت کرده است. «عن زراره قال: قلت لابی عبد الله علیه السلام: کیف لم یخف رسول الله صلی الله علیه و آله فیما یاتیه من قبل الله ان یکون ذلک مما ینزغ به الشیطان؟قال: فقال: ان الله اذا اتخذ عبدا رسولاانزل علیه السکینه و الوقار، فکان یاتیه من قبل الله عز و جل مثل الذی یراه بعینه . زراره گوید: به امام صادق علیه السلام عرضکردم: چگونه رسول خدا «ص در آنچه بر او از سوی خدا نازل می گشت ترس آنرا نداشت که از وساوس شیطان باشد؟امام علیه السلام فرمود: براستی که خدا هرگاه بنده ای را به رسالت انتخاب می کند آرامش و وقار خود را بر او فرومی فرستد، بدانگونه که هر چه از جانب خدای عز و جل براو نازل گردد همانندچیزی است که به چشم خودمی بیند... [2] . در این حدیث این مطلب که رسول خدا «ص در موردوحی الهی هیچگونه شک و تردیدی بخود راه نمیدهد مسلم فرض شده و علت آنرا زراره می پرسد؟ و این هم روایتی درباره ماجرای بعثت رسول خدا «ص که چون راوی و سندی ندارد چندان معتبر نیست ولی ناقل آن مرحوم ابن شهر آشوب است که در مناقب آنرا روایت کرده که میگوید: و روی انه نزل جبرئیل علی جیاد اصفر و النبی صلی الله علیه و آله بین علی علیه السلام و جعفر، فجلس جبرئیل عند راسه، و میکائیل عند رجله، و لم ینبهاه اعظاما له، فقال میکائیل: الی ایهم بعثت؟قال: الی الاوسط، فلما انتبه ادی الیه جبرئیل الرساله عن الله تعالی، فلما

نهض جبرئیل لیقوم اخذ رسول الله صلی الله علیه و آله بثوبه ثم قال: ما اسمک؟قال: جبرئیل، ثم نهض النبی صلی الله علیه و آله لیلحق بقومه فما مر بشجره و لا مدره الا سلمت علیه و هناته، ثم کان جبرئیل یاتیه و لا یدنو منه الا بعد ان یستاذن علیه، فاتاه یوما و هو باعلی مکه فغمز بعقبه بناحیه الوادی فانفجر عین فتوضا جبرئیل، و تطهر الرسول، ثم صلی الظهر و هی اول صلاه فرضها الله عز و جل، و صلی امیر المؤمنین علیه السلام مع النبی صلی الله علیه و آله، و رجع رسول الله صلی الله علیه و آله من یومهالی خدیجه فاخبرها، فتوضات و صلت صلاه العصر من ذلک الیوم [3] . - و روایت شده که جبرئیل بر اسبی زرد رنگ (و یا درمکانی بنام جیاد) بر آنحضرت نازل گشت و رسول خدا «ص میان علی علیه السلام و جعفر خفته بود، پس جبرئیل در کنار سر آنحضرت نشست و میکائیل در کنارپای او و بخاطر عظمت و بزرگی آنحضرت وی را بیدارنکردند، میکائیل گفت: بسوی کدامیک از اینان مبعوث گشته ای؟گفت: به این که در وسط خفته!و چون رسول خدا «ص از خواب بیدار شد جبرئیل رسالت خدای تعالی را به آنحضرت ابلاغ کرد، و چون جبرئیل خواست که برخیزد رسول خدا «ص جامه اش را گرفت و بدو گفت: نام تو چیست؟گفت: جبرئیل، آنگاه رسول خدا برخاست تا به قوم خود ملحق شود که به هیچ درخت و سنگی نمی گذشت جز آنکه بر او سلام کرده و مژده اش میدادند. و پس از آن جبرئیل نزد او میآمد ولی به آنحضرت نزدیک نمی شد تا از وی اذن بگیرد پس روزی در حالی که رسول خدا «ص

در بالای مکه بود بنزد وی آمد و در گوشه ای ازآن وادی جائی از زمین را فشار داد و چشمه ای پدیدار شد وجبرئیل وضوء گرفت و رسول خدا «ص نیز تطهیر کردآنگاه نماز ظهر را خواند، و آن نخستین نمازی بود که خدای عز و جل فرض کرد، و امیر المؤمنین علیه السلام نیز باآنحضرت نماز خواند، و رسول خدا «ص در همان روزبنزد خدیجه بازگشت و جریان را به او خبر داد و او نیز وضوء ساخته و نماز عصر را در همان روز خواند... و از روایت ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه که درداستان مجاورت رسول خدا «ص در غار «حراء» میگوید: «...حتی جاءت السنه التی اکرمه الله فیها بالرساله فجاور فی حراء شهر رمضان و معهاهله: خدیجه و علی بن ابیطالب و خادم لهم، فجاءه جبرئیل بالرساله...» [4] . معلوم میشود که علی علیه السلام و خدیجه نیز در ماجرای نزول وحی و بعثت و در غار حراء همراه رسول خدا؟ «ص بوده اند... ولی سند حدیث و مصدر آنرا متاسفانه نقل نکرده، وهمین قدر در آغاز آن گفته: «و قد ورد فی الکتب الصحاح . شریعت قبل از بعثت بحث پایانی این بخش: در پایان بحث از ماجرای بعثت رسول خدا (ص) - طبق وعده ای که دادیم- لازم است مقداری هم درباره شریعت و آئینی که رسول خدا (ص) قبل از بعثت از آن پیروی میکرده بحث شود، زیرا این مطلب از نظر تاریخ مسلم است که: اولا- رسول خدا (ص) در تمام دوران زندگی قبل از بعثت خود، لحظه ای در برابر بتها پرستش نکرد، و از آئین مشرکین وبت پرستان و سنتها

و مراسم شرک آلود و غلط ایشان پیروی نکرد، و از «اکل میته و ذبائحی که نام خدا بر آنها ذکر نشده بودنمی خورد، و اینکه در صحیح بخاری و مسند احمد بن حنبل آمده است که گویند: برای رسولخدا (ص) سفره غذائی حاضر کردند، و زید بن عمرو بن نفیل [5] را نیز بر سر آن سفره خواندند، ولی زید از حضور برسر آن سفره خودداری کرده گفت: «انا لا آکل مما تذبحون علی انصابکم، و لا آکل الا ما ذکر اسم الله علیه من از آنچه شما بر بتهای خود ذبح میکنید نمی خورم و جز آنچه را نام خدا بر آن برده شده نخواهم خورد.و در نقل احمد بن حنبل هست که رسول خدا (ص) بر سر سفره ای با سفیان بن حارث غذا میخورد وزید از آنجا عبور کرد و آن دو او را به خوردن دعوت کردند و او چنین پاسخی داد... [6] مخدوش و غیر قابل قبول است و از اینرو خود اهل سنت وآنها که صحیح بخاری را صحیحترین کتابهای حدیثی میدانندنتوانسته اند آنرا بپذیرند و در صدد توجیه برآمده که از آنجمله سهیلی در کتاب «الروض الانف گوید: «کیف وفق الله زیدا الی ترک ما ذبح علی النصب و ما لم یذکراسم الله علیه و رسوله (ص) کان اولی بهذه الفضیله فی الجاهلیه لما ثبت من عصمه الله تعالی له [7] یعنی چگونه خداوند به زید این توفیق را عنایت کرد که از خوردن ذبحی که برای بتها ذبح شده و یا نام خدا بر آن جاری نشده بود خودداری کند، ولی به رسول خدا چنین توفیقی نداد، با اینکه رسول خدا (ص) به چنین فضیلتی سزاوارتر بود

بخاطر عصمتی که از سوی خدای تعالی داشت: و آنگاه درصدد پاسخ و توجیه برآمده و گوید: «لیس فی الروایه انه قد اکل من السفره و بان شرع ابراهیم انما جاء بتحریم المیته لا بتحریم ما ذبح لغیر الله تعالی فرید امتنع عن اکل ما ذبح لغیر الله برای رآه لا بشرع ما تقدم یعنی- در روایت نیامده که آنحضرت از آن سفره چیزی خورد، و از این گذشته شرع ابراهیم میته را حرام کرده بود نه آنچه را که نام خدا بر آن جاری نشده بود، و ازاینرو زید طبق رای خود از خوردن آن غذا خودداری کرد نه بخاطر شریعت گذشته. ولی برای خواننده محترم روشن است که این پاسخ نمیتوانداشکال و شبهه را از ذهن انسان رفع کند و بهتر آن است که اصل حدیث را که بگفته ایشان بر خلاف دلیلهائی است که عصمت رسول خدا (ص) را ثابت کرده مردود بدانیم و آنرا نپذیریم. و همچنین حدیث «استلام اصنام - دست و صورت مالیدن به بتها بعنوان تبرک و احترام- که در روایات ایشان آمده [8] وروایات دیگری که حکایت از مشارکت آنحضرت در مراسم شرک آمیز آنها میکند همگی مردود و مخالف با مبانی و اصول خودآنها در باب نبوت آن بزرگوار است. ثانیا از نظر تاریخ مسلم است که آنحضرت قبل از بعثت عبادتهائی از قبیل نماز و روزه و طواف و حج و عبادتهای دیگری انجام میداده چنانچه در حدیث عایشه و دیگران در ماجرای بعثت این جمله بود که: «فکان یخلو بغار حراء فیتحنث فیه و «تحنث را به «تعبد» معنا کرده بودند. و مرحوم فتال نیشابوری در روضه الواعظین گفته: «رسول خدا (ص)

از اول تکلیف روزه میگرفت و نمازمی گذارد، بعکس آنچه در میان قوم معمول بود و چون به سن چهل سالگی رسید خداوند بوسیله جبرئیل او را مامور به ابلاغ رسالت فرمود...» [9] و اکنون با توجه به این دو مقدمه این بحث پیش آمده که آیارسول خدا (ص) در پیروی از مرام مقدس توحید و عمل به دستورات و اعمال دینی تابع چه شریعتی بوده؟آیا شریعت انبیاءگذشته و یا شریعت خود یعنی شریعت مقدس اسلام که بعدامامور به ابلاغ و اظهار آن گردید...و در آن وقت تنها خودآنحضرت مامور به پیروی و انجام اعمال آن بود... و بنابر آنچه گفته شد تذکر این نکته در اینجا لازم است که به نظر نگارنده طرح این بحث بنحوی که در کتابهای دانشمندان اسلامی اعم از دانشمندان شیعه و اهل سنت- آمده خالی از نوعی تسامح و بی دقتی نیست زیرا آن مسئله را به این نحو و با این عبارت طرح کرده و گفته اند: «اعلم ان علماء الخاصه و العامه اختلفوا فی ان النبی (ص) هل کان قبل بعثته متعبدا بشریعته ام لا...» [10] و یا این عبارت که از یکی از دانشمندان بزرگ اهل سنت است که میگوید: «و قد اختلف العلماء فی تعبده قبل البعثه هل کان علی شرع ام لا؟» [11] یعنی علماء اختلاف دارند در اینکه تعبد و انجام عبادتهای آنحضرت پیش ازماجرای بعثت آیا بر طبق شرعی از شرایع بوده یا نه؟ و وجه تسامح و بی دقتی همین است که اعمال و عبادات آن بزرگوار بطور مسلم بر طبق شریعتی انجام میشده که آن شریعت یاشریعت پیمبران گذشته بوده و یا شریعت خود آنبزرگوار... و شاید مرحوم علامه (ره) در شرحی که بر مختصر ابن

حاجب نگاشته و عبارت آنرا مرحوم مجلسی در بحار الانوار نقل کرده متوجه این مطلب بوده که بحث را اینگونه مطرح فرموده: «اختلف الناس فی ان النبی (ص) هل کان متعبدا بشرع احد من الانبیاءقبله قبل النبوه ام لا...» [12] که برای اهل تحقیق روشن است که این عبارت از آن تسامح و اشکال خالی است و بهر صورت مسئله آنقدر مهم نیست که بیش از این مقدار وقت شما را بگیریم و این مقدار هم از باب تذکر بنظر لازم آمد.و بهتر آن است که به اصل بحث بازگردیم وبحث را اینگونه طرح کنیم که: آیا رسول خدا (ص) قبل از بعثت تابع چه شریعتی از شریعتهای الهی بوده؟ جمعی معتقدند که آنحضرت تابع شریعتهای پیمبران قبل ازخود بوده؟و گروهی نیز معتقدند که تابع شریعت خود یعنی شریعت اسلام بوده، با این توضیح که در آنزمان بدان حضرت وحی میشد و به اصطلاح «نبی بود، و موظف بود بدانچه بر اووحی میشد بدان عمل کند، ولی «رسول نبود و وظیفه نداشت آنها را بدیگران ابلاغ کند، تا سن چهل سالگی که به منصب رسالت مفتخر گردید و موظف شد این آئین مقدس رابدیگران نیز ابلاغ کند. گروه اول نیز که عقیده دارند آنحضرت تابع شریعتهای پیمبران قبل از خود بوده درباره آن شریعت و آن پیامبراختلاف نظر دارند و چهار نظریه درباره آن شریعت ذکر شده: 1- شریعت نوح علیه السلام 2- شریعت ابراهیم علیه السلام 3- شریعت موسی علیه السلام 4- شریعت عیسی علیه السلام و در اینجا نظریه پنجمی هم ابراز شده و آن این است که گفته اند: هر چه نزد آنحضرت ثابت شده بود که شریعت است از آن پیروی کرده و بدان عمل میکرد و پیرو شریعت

بعثت رسول خدا (2) صفحه 1 از 5