چكيده
يكي از اختلافات مسلمانان در احكام عبادي، حكم مسح يا شستن پا در وضو است. ريشه اين اختلاف پردامنه را بايد در تفاوت روايات جست وجو كرد، اما ترديدي نيست كه قرآن بهترين داور در نزاع ميان روايات است و آيه وضو در سوره مائده ـ حتي بنابر قرائتهاي گوناگون آن ـ بر حكم مسح پا دلالتي روشن دارد. از اين رو جمع كثيري از عالمان اهل سنّت با پذيرش دلالت صريح قرآن به توجيه ضعيف فتاواي برخي از فقيهان خويش پرداختهاند. پس دلالت روشن قرآن كريم، همراه با روايات فراوان اهل سنّت كه از وجوب مسح پا حكايت ميكند، به ضميمه فتاواي گروه فراواني از صحابه و تابعين براين حقيقت، و در نهايت، روايات روشن اهل بيت پيامبر(ع) در باره كيفيت وضوي آن حضرت، ترديدي در رجحان قول به وجوب مسح پا در وضو باقي نميگذارد.
آيه وضو از محكمات
مسلمانان به پيروي از قرآن كريم اتفاق نظر دارند كه نماز، بدون طهارت، صحيح نيست و طهارت مطلوب براي نماز، وضو، غسل و تيمّم است. خداوند، سرّ تكليف انسانها را به طهارت قبل از نماز، بيان كرده است: «ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليُطهّركم» [خداوند نميخواهد مشكلي براي شما ايجاد كند، بلكه ميخواهد شما را پاك سازد]. چنان كه از ظاهر كتاب و سنّت برميآيد، وضو در تشريع اسلامي از اهميت بالايي برخوردار است؛ پيامبر اكرم(ص) فرمود: «لاصلاة إلاّ بطهور»؛ [نماز بدون طهارت صحيح نيست] و در جاي ديگر فرمود: «الوضوء شطر الإيمان»؛ [وضو جزء ايمان است]. حال كه جايگاه وضو در تشريع اسلامي چنين است، بر هر مسلماني واجب است كه از اجزا، شرايط، نواقض و مبطلات آن، كه كتب فقهي عهده دار بيان آنها هستند، آگاه شود. آنچه در اين مقاله بر آن تكيه ميكنيم، تبيين يكي از مسائل وضو است كه فقها در باره آن اختلاف نظر دارند؛ يعني حكم مسح يا شستن پاها. خداوند در قرآن به هنگام بيان وجوب وضو و كيفيت آن ميفرمايد: «يَا أيهَا الّذين آمنوا إِذا قمتم إلي الصلاة فَاغسِلوا وجوهَكم و أَيديَكُم إِلي المرافق و امسحوا بروءوسكم و أرجلكم إلي الكعبين و إن كنتم جُنُباً فَاطّهّروا وإن كنتم مرضي أو علي سفر أو جاء أحد منكم من الغائط أو لامستم النساء فلم تجدوا ماءً فتيمّموا صعيداً طيّباً فامسحوا بوجوهكم و أيديكُم منه ما يريد اللّهُ ليجعل عليكم من حرجٍ و لكن يريد ليطهّركم و ليتمّ نعمته عليكم لعلّكم تشكرون»؛[اي كساني كه ايمان آوردهايد! هنگامي كه به نماز ميايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد و سر و پاها را تا برآمدگي جلو پا مسح كنيد و اگر جنب باشيد، غسل كنيد و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكي از شما قضاي حاجت كرده، يا با زنان تماس گرفته (آميزش جنسي كردهايد) و آب نيابيد، با خاك پاكي تيمّم كنيد و از آن، بر صورت و دستها بكشيد. خداوند نميخواهد مشكلي براي شما ايجاد كند، بلكه ميخواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، شايد شكر او را به جاي آوريد]. اين آيه يكي از آيات الاحكام است كه از آنها احكام شرعي عملي كه افعال مكلّفان را در امور مربوط به زندگي دنيا و دينيشان تنظيم ميكند، استنباط ميشود. اين گونه آيات، دلالت و تعابير آشكار و روشني دارد؛ زيرا مخاطب اين آيات، مردمان با ايماني هستند كه مايلند رفتار خويش را طبق آيات قرآني انجام دهند. از اين رو اين آيات، از آيات مربوط به توحيد و معارف عقلي، بويژه مسائل مربوط به مبدأ و معاد كه ديدگان انديشمندان متبحر را به خود جلب ميكند، متفاوت است. انسان اگر در اين آيات و نظاير آنها كه مبيّن وظايف مسلمانان است، مانند آياتي كه وجوب اقامه نماز در اوقات پنج گانه را بيان ميكند، تأمّل كند، درمييابد اين گونه آيات كه همه موءمنان را مورد خطاب قرار ميدهد تا وظايف آنان را به هنگام اقامه نماز ترسيم كند، از تعابير محكم و دلالت روشني برخوردار است. اين گونه خطابها بايد از هر گونه پيچيدگي و ابهام، تقديم و تأخير و تقدير كلمه يا جملهاي عاري باشد تا عموم مسلمانان در هر سطحي كه هستند، اعمّ از عالمي كه به دقايق قواعد عربي آشناست و غير عالم، از مضمون آن آگاه شوند. بنابراين هر كس آيه مزبور را به گونهاي ديگر تفسير كند، از جايگاه آن بي خبر است؛ همچنان كه اگر كسي تلاش كند آن را در پرتو فتاواي فقهي فقها تفسير كند، از راه درستي وارد نشده است. جبرئيل امين اين آيه را بر قلب رسول اكرم (ص) نازل كرد و او آن را براي موءمنان تلاوت نمود و موءمنان به روشني و بدون هيچ گونه ترديد و ابهام و غموضي، وظيفه خود را در مقابل آن دريافتند. تنها در دوره پيدايش اجتهادات و تضارب آرا غموض و پيچيدگي در آن ايجاد شد. بنابراين كسي كه اين آيه مبارك را با دقت بخواند، با قلب و زبان خود اعتراف ميكند: بار خدايا منزّهي تو! چه فصيح و بليغ است كلام تو. آنچه قبل از نماز بر هر فرد مسلماني واجب و لازم است، آشكار و بيان كردي، چرا كه در آغاز فرمودي: «يَا أيها الذين آمنوا إذا قمتم إلي الصّلاة»؛ [اي كساني كه ايمان آوردهايد هنگامي كه به نماز ميايستيد.] آن گاه در تبيين كيفيت وظيفه ما هنگام نماز، اين دو امر را بيان فرمودي: الف) «فاغسلوا وجوهكم و أيديكم إلي المرافق»؛ [صورت و دستها را تا آرنج بشوييد]. ب) «وامسحوا بروءوسكم و أرجلكم إلي الكعبين»؛[و سرها و پاها را تا برآمدگي پا مسح كنيد]. منزهي تو! هيچ اجمال و ابهامي را در سخن و بيانت ننهادي و با توضيح اين فريضه و بيان جزئيات آن، باب اختلاف و انحراف را بستي. بارالها، منزهي تو! اگر كتاب عزيز تو حافظ و نگهبان ديگر كتب آسماني است، پس به يقين حافظ و نگهبان روايات رسيده از پيامبر اكرم (ص) نيز ميباشد، همچنان كه فرمودي: «وانزلنا إليك الكتاب بالحقّ مصدّقاً لما بين يديه من الكتاب و مهيمناً عليه»؛[و اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم، در حالي كه كتب پيشين را تصديق ميكند و حافظ و نگهبان آنهاست]، در برخي از روايات به شستن پاها امر شده و در برخي ديگر به مسح آنها. پس با روايات متناقضي كه از شخصيتي روايت شده كه جز وحي را بازگو نميكند و در سخنانش تناقضي يافت نميشود، چه كنيم؟ خدايا، منزهي تو! براي ما راهي نيست جز اينكه به آنچه كتاب عزيز و قرآن مجيد تو ندا داده است، تمسّك كنيم. قرآن واقعيت اين فريضه را در طي دو جمله بيان ميكند كه وضو از دو شستن تشكيل شده است: «فَاغسلوا وجوهكم و اَيديكم إلي المرافق»؛[صورت و دستها را تا آرنج بشوييد] همچنان كه از دو مسح تشكيل شده است: «فامسحوا بروءوسكم و أرجلكم إلي الكعبين»؛ [سر و پاها را تا برآمدگي جلوي پا مسح كنيد]. «أفغير اللّه أبتغي حكماً و هو الذي أنزل إليكم الكتاب مفصّلاً»؛[با اين حال؛ آيا غير از خدا را به داوري طلبم؟ در حالي كه كتاب آسماني را كه همه چيز در آن آمده، به سوي شما فرستاده است].
آغاز اختلاف
مسلمانان قبل از حكومت خليفه سوم، در مسئله وضو اتفاق نظر داشته، در مورد مسح پاها يا شستن آن، اختلاف نظر بارزي نداشتند، اما از رواياتي كه از عثمان در بيان كيفيت وضو نقل شده، استفاده ميشود، آغاز اختلاف در اين زمينه در دوره خلافت اين خليفه آغاز شده است. مسلم در صحيحش برخي از اين اخبار را نقل ميكند و ما اينك به ذكر آنها ميپردازيم: 1. مسلم از حمران، يكي از موالي عثمان، نقل كرده است: براي عثمان بن عفّان مقداري آب براي وضو آوردم و او وضو گرفت. آن گاه گفت: گروهي از مردم از رسول خدا (ص) احاديثي نقل ميكنند كه نميدانم چيست. آگاه باشيد من ديدم كه رسول خدا (ص) مثل من وضو گرفت. سپس گفت: هركس چنين وضو بگيرد، همه گناهان گذشتهاش بخشوده ميشود و نماز و راه رفتنش تا مسجد، نافله محسوب ميشود. 2. مسلم از ابي انس روايت كرده است: عثمان به آرامي وضو گرفت، آن گاه گفت: آيا نميخواهيد كيفيت وضوي رسول خدا (ص) را به شما نشان دهم؟ سپس هر بخش از اجزاي وضو را سه بار انجام داد. قتيبه در روايتش افزوده است كه سفيان گفت: ابو نضر از ابي انس نقل كرده است كه در اين هنگام نزد عثمان جمعي از اصحاب رسول خدا (ص) حضور داشتند. روايات ديگري در بيان كيفيت وضوي رسول خدا (ص) به نقل از عثمان وجود دارد كه مسلم آنها را ذكر نكرده است، اما ديگران آوردهاند. تمامي آنها اشاره دارند كه اختلاف نظر در زمينه كيفيت وضوي پيامبر اكرم(ص) در دوره خلافت عثمان روي داده است. اما اينكه سبب اختلاف چه بوده است، در ادامه به بيان آن خواهيم پرداخت. قرآن، تنها مرجع و حافظ به هنگام اختلاف روايات است. قرآن بر ديگر كتب آسماني، اشراف دارد و معيار حق و باطل آنهاست. آنچه در كتب آسماني وجود دارد، چنانچه با قرآن مخالفت نداشته باشد، اخذ ميشود؛ و گرنه بايد آن را ردّ كرد. بنابراين وقتي جايگاه قرآن نسبت به ديگر كتب آسماني چنين است، جايگاه آن نسبت به رواياتي كه از پيامبر اكرم (ص) نقل شده نيز چنين است؛ يعني قرآن بر آنها اشراف دارد و چنانچه روايتي (در صورت صحت سند) با آن مخالفت نداشته باشد، اخذ ميشود؛ و گرنه پذيرفته نميشود. البته معناي سخن اين نيست كه بايد سنّت را از شريعت حذف و به قرآن اكتفا كرد؛ بلكه سنّت؛ يعني رواياتي كه از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است، چنانچه با سند قطعي مسلمانان (قرآن) در تضاد نباشد، پس از قرآن، دومين حجّت مسلمانان است. بنابراين اگر قرآن در زمينه مسح يا شستن، حكمي داشته باشد، اخباري كه بر خلاف آن حكم باشند، چه ارزشي دارند؟ البته اگر امكان جمع بين قرآن و اخبار وجود داشته باشد، مثلاً «اخباري كه در اين باب وارد شده، مربوط به دورهاي خاص بوده، آن گاه قرآن آنها را نسخ كرده است» اين كار را ميكنيم. اما اگر امكان جمع وجود نداشته باشد، بايد آن روايات را به كنار نهاد. فخر رازي ميگويد: «پيامبر (ص) فرموده است: اگر حديثي براي شما نقل شد، آن را بر كتاب خدا عرضه كنيد، چنانچه با آن موافق بود، آن را قبول كنيد؛ و گرنه آن را رد كنيد».
سوره مائده، آخرين سوره نازل شده
به طور قطع مائده آخرين سورهاي است كه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شده است و در آن آيه منسوخي وجود ندارد. احمد بن حنبل در مسند، ابو عبيد در فضائل، نحاس در ناسخ، نسائي، ابن منذر، حاكم و ابن مردويه در كتبشان و بيهقي در سنن خويش از جبير بن نفير نقل كردهاند: حج به جاي آوردم، آن گاه بر عايشه واردشدم. به من گفت: اي جبير، مائده ميخواني؟ گفتم: بله، گفت: مائده آخرين سورهاي است كه نازل شده است. بنابراين آنچه را كه در اين سوره حلال يافتيد، حلال است و آنچه را در آن حرام يافتيد، حرام بدانيد. ابو عبيد از ضمرة بن حبيب و عطية بن قيس نقل كرده است: رسول خدا(ص) فرمود: مائده از نظر نزول، آخرين سوره از سورههاي قرآن است. پس حلال آن را حلال و حرام آن را حرام شماريد. فريابي و ابوعبيد و عبد بن حميد و ابن منذر و ابوالشيخ از ابيميسره نقل كردهاند: در سوره مائده هجده فريضه است كه در هيچ يك از سورههاي قرآني نيست و آيه منسوخي در آن وجود ندارد و يكي از آيات اين سوره، آيه «و إذا قمتم إلي الصلاة فاغسِلوا.» است. ابو داود و نحاس در الناسخ از ابي ميسره عمروبن شرحبيل نقل كردهاند: «از سوره مائده آيهاي نسخ شده است». عبدبن حميد ميگويد: «به حسن گفتم: آيا از سوره مائده چيزي نسخ شده است؟ گفت: نه».10 همه اين روايات نشان ميدهد كه مائده آخرين سورهاي است كه نازل شده، بنابراين چارهاي جز عمل طبق آيات آن وجود ندارد و هيچ آيهاي از آن نسخ نشده است. روايات بسياري از امامان عليهم السلام وجود دارد كه نشان ميدهد مائده آخرين سورهاي است كه نازل شده و آيهاي از آن نسخ نشده است. محمد بن مسعود عياشي سمرقندي با سند خود از امام علي (ع)نقل كرده است: برخي آيات قرآن با برخي آيات ديگر نسخ ميشود و اينكه كدام آيه، آخرين آيه است، بايد آن را از فرمايش رسول خدا (ص) به دست آورد. آخرين سورهاي كه بر حضرت نازل شد، سوره مائده است كه قبل از خودش را نسخ كرد و چيزي آن را نسخ نكرد. شيخ طوسي با سند خود از امام صادق و امام باقر(ع)و آن دو از اميرالموءمنين علي(ع)نقل كردهاند كه در طي حديثي طولاني فرموده است: قرآن حكم مسح روي كفشها را نسخ كرده است. همانا سوره مائده [كه در آن به مسح بر پاها امر شده] دو ماه قبل از رحلت پيامبر (ص) نازل شده است.» با توجه به مطالب گذشته، روايات مخالف با قرآن را بايد بر منسوخ بودنشان به واسطه قرآن، حمل كرد و يا بايد آنها را به كنار نهاد.
ريشه اختلاف