سایز
اندازه متن

اشاره

اين نوشتار در پاسخ به پرسش يكي از دانشجويان، به رشته تحرير درآمده است. از آنجا كه چنين پرسشي ممكن است براي بسياري ديگر نيز پيش آيد، اصل پرسش و پاسخ جامع و كامل آن را فراروي شما خوانندگان ارجمند قرار مي‌دهيم. بدان اميد كه براي اين دانشجوي جستجوگر و ديگر دانشجويان، پژوهشگران و صاحبان فكر و انديشه، خواندني باشد. آيا باور شفاعت پيشوايان معصوم، نوعي «آنيميسم» [1] يا پرستش ارواح نيست؟ پاسخ:اين پرسش نشانگر آن است كه ما، هم بايد موضوع شفاعت به مفهوم درست و سازنده آن را از ديدگاه قرآن و روايات مورد ارزيابي و پژوهش قرار دهيم و هم شخصيت حقيقي و قدرت معنوي و اختيارات پيشوايان معصوم را، و هم مفهوم درستِ حاجت خواستن از بارگاه خدا به وسيله آن بندگان شايسته و ادب آموخته را. [2] چرا كه برداشت نادرست، تحريف شده، تخديري و عوامانه از اين مفاهيم سازنده و اميدآفرين چنين داوري‌اي را در پي خواهد داشت؛ از اين رو به نظر مي‌رسد براي رسيدن به پاسخ روشن و قانع‌كننده به اين پرسش، ناگزير از طرح چند نكته باشيم:

واژه شفاعت

واژه «شفاعت» در فرهنگ واژه‌شناسان از ريشه «شَفْع» به مفهوم «جفت» آمده است، كه در برابر آن، واژه «وَتر»، به معني تك و تنها قرار دارد. آن گاه به تدريج به مفهوم پيوستن ناتوان به توانا، ضعيف به نيرومند، و فردي به فردي ديگر به كار رفته است، كه از نظر معنويت و كمال در اوج رشد و شكوفايي قرار دارد و مي‌تواند در حساس‌ترين شرايط، يار و ياور دلسوز او گردد، و ضمن دفع خطرها و برطرف ساختن مشكلات در فراز و نشيب زندگي از سر راه او، وي را در راه نجات و رستگاري و رساندن به سرمنزل سلامت و سعادت، راه نمايد. واژه‌شناس نامدار، «راغب اصفهاني» در تفسير گران‌سنگ خويش در اين مورد مي‌نويسد: «الشّفعُ ضَمُّ الشَّي‌ءِ إِلي مِثلِهِ.» [3] . واژه «شَفْع»، به مفهوم پيوستن و نيز پيوند دادن پديده و انساني به همانند خويش، آمده است. سپس نتيجه مي‌گيرد كه كاربرد واژه «شفاعت» بيشتر در پيوستن فردي كه از نظر مقام و موقعيت، در درجه پايين و لرزان است، به كسي كه از نظر مقام و معنويت، برتر و بالاتر است و مي‌تواند او را شفاعت كند، به كار رفته است، و شفاعت در قيامت از اين جمله است.

گروههاي متنوع آيات در مورد شفاعت

اشاره

شفاعت، يك موضوع قرآني و روايي است. در قرآن شريف، افزون بر بحثهاي گذرا و بدون به كارگيري واژه شفاعت و مشتقات آن، در حدود 30 مورد عنوان «شفاعت»، به كار رفته است. آياتِ بيانگر اين موضوع و شرايط و ويژگيها و قيود متعدد آن، به گروههاي متنوعي قابل تقسيم و پژوهش است، و در نتيجه برطرف كننده شبهه‌هايي كه در مورد شفاعت ممكن است در اذهان جستجوگر پديد آيد.

نفي تفسير تحريف شده و تخديري از شفاعت

گروه نخست، آياتي است كه شفاعت، به مفهوم تحريف شده و تخديري و ابزاري آن را، به صورت مطلق نفي مي‌كند؛ نظير اين آيه: «وَ اتَّقُوا يَوْمَاً لا تَجْزي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ» [4] . «و از روزي پروا كنيد كه نه هيچ كس، چيزي از كيفر گناهان را از كسي برطرف مي‌سازد، نه شفاعتي از او پذيرفته مي‌شود، نه از او بدل و جايگزيني مي‌گيرند، و نه از جايي ياري خواهد شد.» گفتني است كه در اين گروه از آيات، بي‌راهه‌هاي پنداري ظالمان و نظريه‌پردازان فريبكار آنان، براي رهايي جنايتكاران و خودكامگان از كيفر بيداد و حق‌كشي يا شفاعت به مفهوم تخديري آن، به صراحت نفي مي‌گردد، تا بدين وسيله نشان دهد كه جز از راه حق‌گرايي و حق‌پذيري و ايمان و راستي و انجام كارهاي شايسته و آراستگي به منش و روش انساني و اخلاقي، و توبه و اصلاح و جبران، راهي براي نجات و درخور شفاعت شدن، نيست؛ چرا كه فلسفه شفاعت، زدودن بلاي يأس از رحمت خدا و سوزاندن روحيه نوميدي از امكان نجات، پس از پيش آمدن لغزش، آن گاه اميد بخشيدن و همت دادن و برانگيختن به خودسازي و جبران و اصلاح است؛ نه چراغ سبز نشان دادن به تخريب وتباهي خود و ديگران و يا ادامه گناه و ستم و تباهي.

شفاعت و رفع یک شبهه صفحه 1 از 4