سایز
اندازه متن

چکیده

هر گاه انسان درباره امور دنیایی یا اخروی برای جلب منفعت یا دفع ضرری به کسی متوسل شود و از او درخواست وساطت نزد خدا را داشته باشد می توان عمل او را شفاعت خواهی و آن واسطه را شفیع نامید. شفاعت دارای دو نوع مختلف تشریعی و تکوینی است. برخی از انواع شفاعت مانند توبه، عمل صالح و ایمان تشریعی در دنیا موثر است و می تواند موجب آمرزش گردد و قسم دیگر آن در قیامت واقع می شود. شفاعت رهبری و تفضلی از اقسام شفاعت به شمار می آیند. البته بخشش الهی از طریق شفاعت هرگز پدیده ای استثنایی در خلقت نیست و همچون سایر عوامل تطهیر در پی پاکسازی دل و روان بندگان خداست. شفیع در واقع با شفاعت خود و با مأموریتی از جانب خدا قابلیت های موجود در شخص برای بخشوده شدن تکمیل یا تتمیم می کند. از نظر ملاصدرا و علامه طباطبایی تنها گروهی از اصحاب یمین را که از نظر دین و اعتقادات مورد رضایت حق و از نظر اعمال در گرو گناهانشان هستند مشمول شفاعت هستند. شفاعت ضابطه مند نه بر خلاف سنت تغییر ناپذیر خداست و نه مستلزم تغییر علم و اراده خدا و نه اعتقاد به آن مایه تجری مردم بر معاصی می شود.

واژگان کلیدی

شفاعت، شفاعت تکوینی و تشریعی، شفاعت رهبری و مغفرت، ضابطه مندی شفاعت، نقش شفیع موضوع شفاعت در میان مجموعه مباحثی که در حوزه الهیات به ویژه معادشناسی مط _رح بوده است همیشه توجهات زیادی را به خود مشغول ساخت_ه است. البته در این باره نیز در مورد اص_ل شفاعت و تحقق آن همه اتفاق نظر دارند. در درون جامعه اسلامی شاید

نتوان گروهی را یافت که از اساس منکر شفاعت باشد. حتی کسانی چون ابن تیمیه حرانی دمشقی (م 727ق) که وهابیت بیشت_رین تأثی_ر را از او و عقاید انح_رافی او پذی_رفت و محمد بن عبدالوهاب (م 1206ق) م_ؤسس فرقه وهابیه هم با آنکه شیعه امامیه را به جهت اعتقاد به شفاعت تکفیر می کنند [1] ، خود به ص_ورت خاصی از شفاعت قائلند. ولی با وجود چنین اتفاق نظری درباره اصل وجود شفاعت، بیشترین اختلاف نظ_رها در تفسیر شفاعت میان گروههای مختلف فک_ری ملاحظه می شود. بطوری که در تاریخ تفکر دینی می توان م_وضوع شفاعت را محور بسیاری از مشاج_رات و گفتگ_وهای فراوان دانست. از سوی دیگر، حساسیت و ظرافت موضوع موجب شده است در میان خود شیعیان نیز تصاویر مختلف و گاه متضادی از شفاعت مطرح شود. برخی از این تصاویر کاملاً نادرست و جاهلانه است و با روح و حقیقت شفاعت فرسنگها فاصله دارد. در این نوشتار سعی بر این است که درباره حقیقت شفاعت و نوع صحیح آن و چگونگی تأثیر آن در نجات و رفع عذاب با توجه به مبانی عقلی و نقلی توضیحاتی روشنگرانه عرضه گردد تا در پس چنین بحثی بتوان برخی از سؤالات پیرامون این مسأله مهم کلامی را پاسخ گفت.

مفهوم شفاعت

شفع در ادبیات و زبان ع_ربی معمولاً به معنای زوج در برابر فرد بکار می رود. (عبدالقادر الرازی، ج 2، ص 311؛ ابن فارس، ج 3، ص 201) در برخی از منابع دو معنا برای واژه شفاعت بیان شده است و ظاهراً به معنای دوم آن - که با معنی اصطلاحی شفاعت مناسبت بیشت_ری دارد – کمتر عنایت شده

است. این معانی عبارتند از [2] یک - دو تا ک_ردن یک شیء با افزودن همانند آن شیء به آن. دو - خواستن از کسی تا به فرد دیگری کمک کند. چنانچه ملاحظه می شود در معنای دوم، طلب و درخواست کمک از غیر در لغت شفاعت اخذ شده است. در برخی از کتابها نیز کلمه تشفع به معنای «طلب کرد» آمده است. (ابن منظور، ج 8، ص 183) بر این اساس، شفاعت می تواند معنای تقویت کردن و نیرو بخشیدن به فرد ضعیف و نیازمند باشد. البته در پرتو چنین شفاعتی فرد ضعیف به سرحد کمال و اعتدال می رسد. به تعبیر راغب، هنگامی که کسی به غیر خود منضم شده و او را کمک می کند شفع یا شفیع او می شود. (راغب، ص 264) قاضی عبدالجبار معتزلی پس از اشاره به معنای لغوی می گوید شفاعت در اصطلاح آن است که کسی از غیر بخواهد تا به فرد دیگری نفعی برساند یا از او ضرری را دفع نماید [3] بدین ترتیب هر گاه انسان برای جلب منفعت یا دفع ضرری به ابزار یا فردی متوسل شود در واقع آن شیء یا فرد را به عنوان شفیع قرار داده و از او درخواست یاری می کند. چنین درخواستی ممکن است درباره امور دنیایی یا اخروی، امور طبیعی و غیر آن، نیازهای فردی یا اجتماعی باشد. در هر حال اگر فرد به واسطه ای متوسل شود می توان عمل او را شفاعت خواهی و کار واسطه را شفاعت نامید.

اقسام شفاعت

شفاعت ضابطه مند از نظر صدرائیان صفحه 1 از 8