چکیده
روزآمدی و کارآمدی فقه به موازات تحوّل و توسعه ظروف و زوایای حیات بشر، در گرو تحول و توسعه منطق استنباط شریعت است؛ پیششرط هرگونه تحولِ تکاملی در فقه نیز تحول و ارتقا در روش استنباط فقهی است؛ تحول و تکامل در روش استنباط نیز مبتنی است بر بازنگری و بسط مبانی و مبادی دانش اصول؛ توسعه و تعمیق مبانی اصول می تواند و می باید در قالب تأسیس فلسفه ی اصول فقه صورت ببندد. فلسفه ی اصول عبارت است از «مطالعه ی عقلانی فرادانشی - فرامسئله ای اصول فقه، به منظور دست یابی به احکام کلی این دانش و مسائل آن».
مؤلف مقاله که از دغدغه مندان دیرین تحول در روش شناسی فهم دین و تحول در معرفت دینی است، و مطالعه و ارائه ی نظر در جهت توسعه و تکامل دانش اصول از دلمشغولی های اصلی وی قلمداد می شود، در این نوشته سعی کرده است با رویکردی تأسیسی به طراحی «فلسفه ی اصول فقه» به مثابه دانشی مستقل از دانش های فقه و اصول فقه، بپردازد.