دیباچه
هنوز بهار است و ما شکوه نو بهاران را و آفرین روزگاران را به نظاره نشستهایم که با درنگی از رنگ برگها، بوی گلها، زاویه آفتاب، شبهای خنک و روزهای گرم و میوههای نو به نو و بچههای برگشته از امتحان گرمای تابستان را حس میکنیم و زیبایی تابستان در بهار نمایان میشود.
در آخرین شب فصل بهار، بهار با همه شیرینیهایش تا صبح با ماست تا بلندترین روزمان را با او داشته باشیم و با وجودش همه زیباییهایمان را جشن بگیریم و لطافتش را بدرود بگوییم و به استقبال فصلی نو برویم.
تابستان با کوله باری از گرما و با بارهای سرخی که برتن درختان بهاری خواهد کاشت میآید وبا همه گرمایش قدرت خود را به رخ میکشد وخبر از روزهای داغ میدهد.
شکفتن گلهای نوبهاری، طراوت قطرات باران بهار، وزش نسیمهای لطیف فروردین و اردیبهشت، ترنم مرغان نوبهاران و بالاخره تمام زیباییهایی