قم نگین ایران است، هر کس که به قم سفر می کند، نمی تواند ساده از آن بگذرد؛ زیرا جاذبه ها و دیدنیها و شنیدنیهایی دارد که ویژه خود آن است. این جاذبه ها برای کسی که با فرهنگ و تمدن ایران اسلامی آشنایی ندارد، البته بسی افزون تر است. تلألؤ گنبدی طلایی در برابر اشعه آفتاب و یا نور چراغها، نخستین چیزی است که چشم و دل هر بیننده را می رباید. این گنبد طلایی رنگ پر شکوه، سالهاست که دل و دیده میلیونها زائر و سیاح داخلی و خارجی را به خود مشغول داشته است. نه تنها آنها که از روی ارادت به اهل بیت پیامبر علیهم السلام ، راههای دور ودراز را به عشق زیارت مرقد دختر موسی بن جعفر علیهماالسلام طی کرده اند، بلکه حتی آنها که با انگیزه های غیر دینی از این دیار عبور کرده اند، نتوانسته اند این جلال و عظمت را انکار کنند.
حضور هزاران نفر مرد و زن مؤمنِ عاشق، بر گرد حرم نبیره پیامبر نیز برای اکثر بینندگان خارجی همواره پر جاذبه و شگفت انگیز بوده است؛ چرا که در پشت این شکوه و زیبایی، یک حقیقت و معنویت را احتمال داده اند. البته در کنار این اعترافات، گهگاه از موارد نامطبوعی سخن گفته اند. هر چند ذهنیت و نوع تربیت این سیاحان سبب می شده است که با عینک مخصوصی به واقعیتها بنگرند و گاه با انگیزه های سیاسی و مذهبی تعابیر سوء و ناروایی به کار برند، ولی صرف نظر از نیات آنها، دیدگاه ناظران خارجی برای ما خالی از فایده نخواهد بود.
می دانیم که پای بیشتر این سیاحان و جهانگردان، در آستانه به قدرت رسیدن صفویان، به این مرز و بوم باز شده است. عصر جدید اروپا که همزمان با دوران انحطاط مسلمانان آغاز شد، دیپلماسی فعالی را ایجاب می کرد که بتواند ارزیابی