به عنوان پیشگفتار
«یا صاحب الزمان ادرکنا»
آیا هنگام آن نرسیده است که انسانها در هر جای زمین قرآن را بشناسند(1)، مفاهیم والای آن را دریابند، و دستورات سعادت آفرین آن را برنامه زندگی خویش قرار دهند؟
آیا هنگام آن نرسیده است که بشریت به نور قرآن از ظلمات جهل و ضلالت بگریزد(2)، و سرگشتگی های خویش را با ره جویی به طریقت نورانی قرآن پایان بخشد؟
آیا هنگام آن نرسیده است که دردمندان جامعه بشری به دوای الهی قرآن دست یابند، و ناتوانی های فکری، افسردگی های روحی، نابسامانیهای رفتاری و از هم پاشیدگی روابط اخلاقی و اجتماعی خود را با داروی معجزهگر قرآن شفا دهند؟(3)
آیا هنگام آن نرسیده است که به جای همه مسالک دنیا گرایانه و مکاتب انسان مدارانه، شریعت خدا محورانه قرآن، در جوامع بشری حاکمیت یابد؟(4)
آیا هنگام آن نرسیده است که حداقلّ ما مسلمانان به خود آییم، این گنجینه بینظیر علوم و معارف را قدر بشناسیم، چراغ روشن آیاتش را روشنگر راه زندگی قرار دهیم، و مضامین زندگی سازش را به عنوان آیین نامه سعادت فرد و جامعه خویش بپذیریم؟(5)
آیا هنگام آن نرسیده است که به جای رفع عطش از مردابهای عفونت گرفته اندیشه غربیان و غرب پرستان، به چشمه زلال و همیشه جوشان معارف قرآن روی آوریم(6) و در دریای پر فیض آیاتش اندیشه و جان خویش را از همه زنگار های جهالت و غفلت و رذیلت شستشو دهیم؟
چرا در قرآن نمیاندیشیم؟(7)