کریشنا مورتی
تاریخچه
او متولد 1896 میلادی در جنوب هند است که پس از عمری تلاش به سال 1986 در 91 سالگی دیده از جهان فرو بست. او در خانوادهای برهمن متولد شد.
تحصیلاتش در اروپا و رشته روانشناسی بود.
کریشنا مورتی حتی برای یک بار هم دربارهی زندگی خصوصی خود صحبت نکرد و سؤالاتی را که در این زمینه از او پرسیده میشد بیپاسخ میگذاشت، زیرا پرداختن به این گونه موضوعات – از جمله بیوگرافی نویسی و بیوگرافی خوانی – را امری یاوه و بیهوده و آن را از قماش [1] میدانست. [2] تنها یک کتاب است که گویا به سفارش شخص کریشنا مورتی توسط پوپول جایکار تدوین گردیده. [3] از مجموعه کتبی که دربارهی زندگی نامه و شرح حال کریشنا مورتی نگارش شدهاند، هیچ یک به فارسی برگردان نشده که در جای خود امر شگفتی است.
جیدو کریشنا مورتی، در دوازدهمین روز [4] از ماه میسال 1895 میلادی، در جنوب هند [5] دیده به دنیا گشود. [6] هشتمین فرزند این خانوادهی پرجمعیت و با عقاید متعصبانه برهمنی بود؛ خام خواران سرسختی که حتی از خوردن تخم مرغ نیز پرهیز مینمودند و حتی نام کریشنا مورتی را نیز بر اساس عقاید متعصبانهی هندویی شان، سر کریشنا (Sri Krishna) نهادند. [7] «ناریانیا» پدر کریشنا مورتی، گرچه یک برهمایی متعصب به شمار میرفت اما به عضویت یکی از انجمنهای تأثیر گذار در هند نیز درآمده بود.
این انجمن یعنی «جامعهی تئوسوفیان» که از پیروان همهی ادیان و مکاتب عضو میپذیرفت. پس از آنکه خانم دکتر آنی بیزانت به ریاست T. S رسید، پدر کریشنا مورتی در جامعهی تئوسوفیان به کار مشغول شد و در سال 1909 جیدوکریشنا مورتی به عضویت آن انجمن درآمد. آن پسر بچه پیدا شد؛ کشف شد.
عوامل قالب گیری ذهن، عوامل شرطی کننده بر او اثر نگذاشت؛ او را در خود نگرفت؛ نه تئوسوفی، نه مداهنه و تمجید، نه عنوان «معلم جهانی» نه ثروت، نه مبالغ هنگفت پول، هیچ یک از اینها او را تحت تأثیر قرار نداد. [8] مسؤولان مؤسسهی T. S کریشنا مورتی را به مدت دو سال در هندوستان تحت آموزش زبان انگلیسی قرار دادند و سپس برای ادامه تحصیل به انگلستان فرستادند. او در این سفر تنها نبود، برادر کوچکترش «نی تیا» (Nitya) نیز او را همراهی میکرد. سر انجام در 11 نوامبر سال 1925 «نی تیا» در سن 27 سالگی بر اثر بیماری سل درگذشت. این ضایعه چنان تأثیر عمیقی بر روان کریشنا نهاد که عدهای آن را منشأ تحول در اندیشههای وی نامیدهاند و از آن به عنوان واقعهای که تمام خیالات، تصورات و اعتقادات او را متزلزل ساخته یاد میکنند.
در سال 1911، هنگامی که کریشنا تقریباً 16 ساله بود آنی بیزانت او را به عنوان رهبر جدید مذهبیون در T. S قرار داد و البته فراتر از این او را مسیح دوباره تولد یافته در غروب و بودایی دیگر در شرق نامید. [9] کریشنا در جای جای سخنرانیهایش که پس از مدتی کوتاه به صورت کتابهایی مدون به جامعه علاقهمندانش عرضه شد، به گذراندن تمرینات پرمحنت و ریاضات شاقی که تی اسیها به او تحمیل میکردند، اشاره میکند.