حالات معنوی و روحانی
اگر برای من کردند چیزی ندارم بدهم
اگر برای من کردند چیزی ندارم بدهم
بعد از آزادی امام از قیطریه ، عده ای از بازاریهای تهران ، ناهاری ترتیب داده بودند و امام هم در همان جلسه
سر سفره نشسته بودند. یکی از بازاریها به امام گفت:(( بازاریها برای خاطر شما چه کردند و چه کردند ...)) امام
به او فرمودند:(( بیخود کردند!)) همه تعجب کردند که این چه حرفی است! بعد امام فرمودند:(( اگر برای خدا
کردند ، که خدا اجرشان بدهد. باید بکنند. اگر برای من کردند ، من چیزی ندارم بدهم)).*
* به نقل از: حجةالاسلام والمسلمین محمدرضا ناصری- پابه پای آفتاب- جلد 4 - صفحه 260
به هرکس نزدیک تر بود کمتر توجه می کردند