مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم
ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند و آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت و از محرومیتهایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده
و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده اند. حضرت امام خمینی ، در جایگاه فقیهی بزرگ و فیلسوف و عارفی عالی قدر، از موضع رهبری انقلاب و نظام اسلامی ، پس از حدود هشتاد سال تلاش علمی و جهاد علمی در شناخت حقایق دین و معارف ناب محمدی (ص )، در سندی جامع و جاودانه که برای پس از رحلت خویش رقم می زنند، تحول روحی و فرهنگی و شخصیتی بانوان و رهایی از محرومیتها و خرافات خودساخته و حضور شجاعانه و متعهدانه و همه جانبه آنان در عرصه های مختلف اجتماعی را در ردیف افتخارات خویش برمی شمارند و این تحول و حضور مبارک را سندی دیگر بر افتخارات خود و جامعه اسلامی و انقلابی معرفی می کنند.
آنچه در این سند افتخار، بیش از همه به عنوان دستاورد تحول در شخصیت انسانی و حضور اجتماعی بانوان ، جلوه می کند، همان حضور مقتدرانه زنان ، همدوش مردان در راه تعالی دین و حاکمیت اهداف قرآن می باشد و طبعا حضور در میدان دفاع از اسلام و کشور اسلامی به مقتضای مسؤ ولیت دوران جنگ ، یکی از مظاهر بسیار گویا و انکارناپذیر در حضور متعهدانه و بی بدیل بانوان است ، اما آنچه در این فراز از سخن امام بیش از همه و به عنوان نقطه آغاز تحول و ابراز شایستگیها و اثبات امکان حضور متعهدانه بانوان در عرصه های مختلف اجتماعی و تاءکید بر ضرورت آن ، جلوه می کند و در واقع
نکات کلیدی آن به شمار می رود، یکی محرومیت تاریخی و تحمیلی بر بانوان است که زاییده دست دشمنان از یک سو، و ناآگاهی دوستان نسبت به دین و دیانت از دیگر سو، بوده است ؛ دوم رویکرد شجاعانه و در عین حال متعهدانه بانوان به اسلام ناب از منظری که حضرت امام به آن می نگریستند و رها ساختن خود، از بند خرافات خودساخته می باشد؛ و سوم ناآگاهی برخی محافل مذهبی و برخی مدعیان دانش دین و سلوک دینی ، که دستمایه دشمنان ، برای دستیابی به منافع خود به شمار می رود؛ چهارم اینکه ، محرومیتهای یاد شده در واقع تحمیل ناآگاهی و جهل مرکب خود بر گرده اسلام و شانه مسلمانان است ؛ آن هم به دست دوستانی که نه به ناآگاهی خویش آگاهند و معترف ، و نه عرصه را برای دانایان متعهد و متعهدان دانا رها می کنند. این است که مبارزه برای نمایاندن چهره ناب دین محمدی (ص ) و آشکار ساختن خورشید تابناک شریعت احمدی (ص ) قربانی می طلبید و مقابله با آن مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می نمود بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت سرب جگر و جان را می سوخت و می درید. با اینهمه و علی رغم دشواری مبارزه در جبهه خودی ، برای در هم شکستن قید و بندهایی که در لایه هایی از مقدس
نمایی و قداست فروشی و تحجر و زبان ناشناسی ، پیچیده بود، چاره ای جز به جان خریدن تیرهای تهمت و تهدید نبود مبارزه ای نفس گیر و مستمر که راهی جز استمرار آن وجود ندارد:
ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شکسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله برسیم و امروز غریب ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی می خواهد و دعا کنید من نیز یکی از قربانیهای آن گردم . (1)
و اینچنین است که در نگاه ما مهمترین رسالت جامعه اسلامی و انقلابی بویژه نسلی که همزاد با انقلاب اسلامی و سالهای پس از پیروزی است ، شناخت دین و حقایق اسلام از منظر نگاه حضرت امام و بازنگری در دریافته ای فکری و باورداشته ای دینی و سلوک ایمانی و دیانتی خود بر اساس الگوهای دین شناختی حضرت امام می باشد. و طبعا ضرورت این بازشناسی در حوزه مسایل زنان دو چندان می شود. و این مهم ، تنها در صورتی شدنی است که از یک سو، شناخت جامع و درستی از شخصیت علمی و دیانتی حضرت امام و ویژگیهایی که ایشان را به نسخه ای یگانه تبدیل کرده است داشته باشیم ، و از سوی دیگر وقتی از منظر اندیشه و نگاه امام به دین و آموزه های آن می نگریم ، نگاهی همه جانبه و با پرهیز از نگرش تبعیض آمیز به الگوهای دین شناسی آن بزرگوار باشد. بیشترین زمینه تحریف و طبعا بیشترین نگرانی نیز از همین نقطه است که باورمندان به اندیشه و