فهرست
سایز
اندازه متن

پیش‌گفتار

ایمیل مؤلف:kh.salimian@yahoo.com

سایت مؤلف: www.khsalimian.ir

جامعة انسانی از آن رو که از افرادی با خواسته‌ها و انگیزه های گوناگون شکل یافته، به گونه‌ای ناگزیر، نیازمند حکومت است؛ و نبود حکومت، بی‌درنگ، سبب هرج‌ومرج، نابسامانی و ازهم‌گسیختگی بنیان‌های آن، خواهد شد. که حکومت، در جایگاه پایه‌ای‌ترین ابزار در سامان‌بخشی کارهای جامعه و تضمین اجرای قوانین در پیشرفت معنوی و مادّی گروه‌ها، نقشی اساسی و سرنوشت‌ساز دارد.

امیر مؤمنان علی علیه السلام در پاسخ به پندار نادرست خوارج ـ که حکومت را فقط از آنِ خداوند بزرگ می‌پنداشتند ـ مردمان را ناگزیر از داشتن امیر و حاکم دانسته است؛ نیکوکردار باشد، یا تبه‌کار.(1)آن پیشوای معصوم به‌طور ویژه به بایستگی حاکم و حکومت اشاره فرموده و نشان داده در جامعة انسانی اهمیّتِ بودن حکومت و حاکم، به اندازه‌ای است که حتی یک حکومت بدکار و سرپرستی سیاسی فردی زشت‌کار، بهتر از هرج‌ومرج اجتماعی و نبود حکومت است؛(2)که حکومت ـ هر چند نامشروع و ناموجه ـ برخی نیاز‌های بنیادین جامعه را برطرف ساخته، پاره‌ای از کمبود‌ها و کاستی‌های اجتماعی را پاسخ داده و کارها را کم‌وبیش سامان می‌دهد.

البته آن حضرت در ادامه، ویژگی‌های یک حکومت پذیرفتنی، شایسته و نیکو را آن‌گونه می‌داند که در آن، انسانِ باایمان، کار خویش کند، و کافر، بی‌بهره نماند. در سایة آن حکومت، با دشمنان پیکار کنند، و راه‌ها را بی‌هراس سازند، و به نیروی او، حقِ ناتوان را از توانا بستانند، تا نیکوکردار، روز به آسودگی به شب رساند، و از گزند تبه‌کاران در امان ماند.(3)

در این سخنان ارزشمند، حکومت پسندیده از سه ویژگی برجسته و محور پایه‌ای: «دین‌داری»، «عدالت‌محوری» و «مردم‌داری» برخوردار است. بی‌گمان پدیدآمدن عینی و عملی این شاخصه‌ها در جامعه، به وجود زمامداران و کارگزاران صالح و شایسته بستگی دارد. اگر رهبر و پیشوای جامعه در راه حق بود و بر پایة سنجه‌های دینی رفتار کرد، یعنی پایه‌های نظری و رفتارهای سیاسی او هماهنگ با بنیان‌های شریعت و احکام دین بود، و کارگزاران او در مسئولیت‌های گوناگون از شایستگی در باور به پروردگار و رفتار درخور با مردم، برخوردار بودند، و مردم نیز به وظایف و تکالیف خود در برابر زمامداران و مدیران به‌خوبی رفتار نمودند، سامان و سلامت جامعه در یک توازن اجتماعی و هماهنگی ارکان گوناگون، برآورده خواهد شد.

دین اسلام به سبب دارابودن ویژگی‌های یادشده و مانند آن، در آموزه‌های خود، به مسئلة حکومت و حاکم، نگاهی ویژه کرده است؛ به گونه‌ای که انبوهی از آیات و روایات اسلامی را می‌توان گواه روشن بر این سخن دانست.(4)

1- « وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر» ؛ (محمد بن حسین شریف رضی (د/ 406ق)، نهج البلاغه، ترجمه: سید جعفر شهیدی، خطبه40، ص39). یکی از مفسران بزرگ نهج البلاغه در دوران معاصر، پس از نقل فرمایش علی علیه السلام می­نویسد: نباید چنین تفسیر شود که حکومت صالح و ناصالح برای مدیریت حیات اجتماعی مردم به‌طور مطلق مساوی است، بلکه عقلای جامعه همان‌گونه که دین الهی دستور می­دهد باید نهایت تلاش را برای به‌وجودآوردن حکومت صالحان انجام بدهند و این یک تکلیف قطعی و جهانی و عقل عملی و دینی است که گمان نمی­رود حتی یک فرد خردمند که از ماهیت و ارزش­های حیات انسان­ها و هدف اصلی آن مطلع باشد، آن را انکار کند یا نادیده بگیرد.

نقش مردم در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه‌السلام صفحه 1 از 164