درآمد
نام حسین علیهالسلام آتشی در دلها افروخت که هرگز خاموش نمی گردد بلکه هر زمان عاشقان جدیدی را به مسلخ می برد و پروانه های شیدایی را به ضیافت خویش می خواند.از این روست که هر چه قلم و زبان ها بگویند و عاشورا را بسرایند باز هم حرفهای ناگفته فراوان است و هر کس از دیدگاه خاص خود به واقعهی طف مینگرد و سرودی تازه می آغازد.این نوشتار نیز می توانست با چند رویکرد نسبت به قیام امام حسین علیهالسلام بنگرد.الف: بررسی تاریخی مسأله عاشورا و علل و انگیزههای قیام.ب:بررسی حدیثی و ارزیابی صحت روایات موجود و اثبات یا رد آنها.ج: گزارش لحظه به لحظه واقعهی کربلا.د: بررسی ابعاد تربیتی قیام امام حسین علیهالسلام از گفتار و سیرهی عملی او.نگارنده در این نوشتار در صدد بیان نظرگاه چهارم است. و از این رو در این نگارش به حوادث و افعال و سخنان امام علیهالسلام یاران ایشان از دیدگاه اجتماعی و روانشناختی می نگرد و نکات و آموزههای سیاسی، اخلاقی، اجتماعی، نظامی، احساسی و نیز عبرت های آموزنده آنها را یادآوری می کند. [ صفحه 12] البته این بحث اهمیت فراوانی برای استفادهی هر چه بیشتر از پیام عاشورا دارد و دشمن هم از همین گونه مباحث وحشت دارد چرا که روشن شدن ابعاد تربیتی واقعه کربلا و تأثیرگذاری آن بر زندگی و افکار مردم، در جهان کنونی و نسلهای آینده، می تواند کاخ ستمگران را به لرزه در آورد و به ویرانی سوق دهد.لکن عظمت قیام امام حسین علیهالسلام و ابعاد عمیق آن چنان پرشکوه است که هر نویسنده و گویندهی باانصافی در مقابل آن اعتراف به ناتوانی خود می کند. و از این رو ما تلاش می کنیم از دریای بیکران معارف و حقایق عاشورا کفی برداریم تا خود و همراهان این نوشتار را تا ابد سیراب و مست بادهی عشق حسینی کنیم و شاید بتوانیم با این چراغ هدایت ره به سر منزل مقصود بیابیم و رهروی صدیق برای امام شهیدان باشیم و همه با هم زمزمه کنیم که:هر که دیوانهی عشق تو نشد عاقل نیست عاقل آن است که از عشق تو دیوانه شودالبته ما در این نوشتار از بررسی اسناد روایات صرف نظر کردیم همانطور که علم غیب امام علیهالسلام (نگاه درونی) را لحاظ نکردهایم بلکه از یک نگاه بیرونی و بر طبق ظواهر به بررسی مطلب پرداختهایم (مگر در موارد محدودی که صریحا اشاره کردهایم) البته گاهی یک واقعه و حادثه در چند مورد از دیدگاه های مختلف بررسی شده، ولی تا حد امکان از تکرار مطالب جلوگیری شده است و تقاضای ما از دانشوران و فرزانگان این است که بعد از مطالعه این سطور ما را با راهنماییهای مشفقانه و منصفانه خود مورد لطف قرار دهند تا همه با هم بسوی کمال گامی به [ صفحه 13] پیش نهیم.امید است این نوشتار مورد قبول و عنایت ساحت مقدس امام حسین علیهالسلام و فرزندش مهدی موعود «عج» قرار گیرد.این نوشته را به روح ملکوتی امام راحل «سلام الله علیه» و مرحوم پدرم که مرا با نام و راه حسین «علیهالسلام» آشنا کردند هدیه می کنم.در پایان به عنوان شکرانه کلام رهبر معظم انقلاب حضرت آیة الله العظمی خامنهای «دامت برکاته» را می آوریم که اشاره ایشان موجب انتقال ذهنی ما به موضوع این نوشتار گردید ایشان می فرمایند:«این حادثه عظیم از دو جهت قابل تأمل و تدبر است... جهت اول درسهای عاشورا است.عاشورا پیامها و درسهایی دارد. عاشورا به ما درس میدهد که برای حفظ دین باید فداکاری کرد...جهت دوم از جهات مربوط به حادثه عاشورا، عبرتهای عاشورا است...اولین عبرتی که در قضیه عاشورا ما را متوجه خود می کند این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم جامعهی اسلامی به آن حد رسید که کسی مثل امام حسین علیهالسلام ناچار شد برای نجات جامعه اینچنین فداکاری بکند...ببینیم چه شد فردی مثل یزید بر جامعه اسلامی حاکم شد... [1] . [ صفحه 17]
ابعاد تربیتی عاشورا
آموزههای سیاسی عاشوار
اشاره
حرکت و نهضت امام حسین علیهالسلام یک جنبش خصوصی یا خانوادگی نبود بلکه حرکتی عظیم و انقلابی بزرگ علیه حکومت وسیع بنیامیه بود و از این رو یک حرکت سیاسی محسوب میشود که از جهات گوناگون می تواند سرمشق و الگوی سیاسی جوامع باشد که مهمترین آنها عبارتند:
رعایت تعهدات و پیمان های سیاسی
امام حسین علیهالسلام با اینکه معاویه را انسان شایستهای برای رهبری جامعه اسلامی نمی دانست ولی تا وقتی معاویه زنده بود با او درگیری شدید پیدا نکرد و به جنگ برنخاست چرا که می خواست به پیمان صلحی که امام حسن علیهالسلام با معاویه بسته بود احترام بگذارد [2] .اما هنگامی که معاویه تلاش کرد قبل از مردن خویش برای یزید بیعت بگیرد امام حسین علیهالسلام تسلیم نشد ولی قیام خویش را تا بعد از مرگ معاویه به تأخیر انداخت [3] .نکته جالب اینجاست که مردم کوفه بعد از شهادت امام حسن علیهالسلام از حضور امام حسین علیهالسلام درخواست کردند که علیه معاویه قیام کند ولی [ صفحه 18] حضرت قبول نکردند چرا که با معاویه پیمان صلح داشتند [4] .ولی همین دعوت را بعد از مرگ معاویه قبول کرد چرا که با یزید پیمان صلح نداشت.
مذاکرات سیاسی بعنوان مرحلهای از مبارزه