سایز
اندازه متن

مقدمه

📝

مقدمه

📝

- روز سوم شعبان سال چهارم هجری، در بیت عصمت و طهارت نوزادی متولد شد که ولادتش قلبها را مسرور و دیده ها را گریان ساخت.

📝

کودک را نزد رسول خدا (ص) آوردند.

📝

پیامبر گرامی در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را حسین نامید.

📝

جبرئیل و فرشتگان آسمانها برای تهنیت و شاد باش به محضر رسول خدا (ص) نازل می شدند و تولد این نوزاد را تبریک می گفتند؛ ولی آنان حامل پیام دیگری نیز بودند، خبری که رسول خدا (ص) را بشدت متأثر کرد و اشک از دیدگانش

📝

جاری شد: این کودک را امت تو به قتل می رسانند! امام حسین (ع) یک ساله بود که فرشتگان بسیاری بر نبی مکرم اسلام نازل شدند و عرض کردند: یا محمد! همان ستمی که از قابیل بر هابیل وارد شد، بر فرزندت (حسین) وارد می شود و همان اجری که به هابیل داده شد، به حسین داده می شود و عذاب کنندگانش همچون عذاب قابیل خواهد بود! از این رو، رسول خدا (ص) می فرمود: خداوندا! هر کس حسین مرا ذلیل می کند، خوار و ذلیلش کن و هر که حسینم را می کشد، او را به مقصودش نائل مفرما! رسول خدا (ص) به انحاء و طرق مختلف، مراتب فضیلت و منزلت فرزند خود، حسین- علیه السلام- را به امت گوشزد می فرمودند.

📝

گاه به زبانی فراگیر، تمامی اهل بیت را می ستود و گاه درباره امام حسن و امام حسین- علیهما السلام- سخنانی بیان می فرمودند و گاه در خصوص امام حسین- علیه السلام- اشاره نموده، مقامش را یادآور می شدند تا حجت بر همگان تمام شود و حق از باطل مشخص گردد، گاهی نیز در مقابل چشمان مردم، گلوی کودک و دهان او را می بوسیدند و یا زمانی که در سجده نماز بودند و سنگینی کودک را بر دوش خود احساس می کردند، به احترامش سجده را طول می دادند تا جایی که نمازگزاران گمان می کردند وحی الهی نازل شده است.

📝

آری، کسانی که پس از این، در سال 61 هجری، خون حسین (ع) را به گردن گرفتند، در زمان طفولیت آن حضرت، چه بسا کودکان و یا جوانانی بودند که سخنان پیامبر (ص) را نمی شنیدند و یا با بی اهمیتی گوش می کردند و ممکن بود از یادشان

📝

زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام و داستان کربلا و عاشورا(گزیده منتهی الامال) صفحه 1 از 61