مقدمه
کردم ز دیده پای سوی مشهد حسین هست این سفر به مذهب عشاق فرض عین خدام مرقدش به سرم گر نهند پای حقا که بگذرد سرم از فرق فرقدین از آن زمان که عشق در مکتب حسین زانو زد و راه و رسم عاشقی را به خط خون نوشتند و نینوا حدیث راه پر خون را از نای بریده نواخت، حدیث عشق و کربلا به یکدیگر در آمیخت و عشق در کربلا تجلّی یافت.از آن زمان زیارت مرقد او _ که سرسلسله عشاق است _ بر هر آن کس که طالب دلدادگی است، فرض عین گشت و حسین آموزگار عشق و عاشقی و قتیل عشق:و این گونه شد که حدیث عشق و عاشورا و حسین در هم تنید و نام شورانگیزش نمادی از فنای فی الله و بقای الله:گفت الها، ملکا، داوراپادشها، ذوالکرما، یاورا در رهت ای شاهد یکتای من شمع صفت سوخت سراپای من عشق تو شد جان و تنم فی هواک نیست بود در نظرم ما سواک جز تو جهان را عدم انگاشتم غیر تو چشم از همه برداشتم کرد ز دل عشق تو هر نقش پاک ساخت غمت جامه تن چاک چاک رفت سرم بر سر پیمان تو محو تو ام واله و حیران توگر ارنی گوی به طور آمدم خواستیم تا به حضور آمدم بالله اگر تشنه ام آبم تویی بحر من و موج و حبابم تویی عشق تو شد عقل من و هوش من گشته همه خلق فراموش من مهر تو ای
شاهد زیبای جان آمده در پیکر من جای جان از همان نخستین سال های ورود اسلام به ایران، عشق به خاندان عصمت و طهارت در میان ایرانیان رو به فزونی نهاد. ایرانیان حقایق دین مبین اسلام را در چهره سیرت اهل بیت (ع) یافتند و به همین سبب از همان دوره های نخستین به حمایت ازآنان پرداختند. محقق و نویسنده آلمانی «کورت فریشلر» در آغاز کتاب خود با عنوان «امام حسین و ایران» به این موضوع می پردازد و این علاقه را دو سویه می داند:«خاندان علی (ع) طوری به ایرانیان علاقه مند بودند که مردم ایران، آنان را به چشم عرب نمی دیدند. «بارتو لو مو» نیز عقیده دارد که ایرانیان در سال شصتم هجری آماده شدند تا به امام حسین کمک کنند.»عشق به اهل بیت، موجب شد تا این سرزمین به ملک دوستداران آنان و شیعیان مبدل گردد و حماسه خونین کربلا چنان با جانشان در آمیزد که سراسر تاریخ و فرهنگ آنان شمیمی حسینی یابد و از این نام قداست گیرد.مدح اهل بیت: از آغازین دوره های نظم و نثر فارسی با آن گره خورد و بعدها موضوع بسیاری از آثار ادبی گردید که البته در این مختصر، مجال پرداختن به چرایی و چگونگی آن نیست. اما یکی از وجوه ممتازی که عمق تاثیر واقعه عاشورا و حماسه حسینی را در ادبیات فارسی نشان می دهد، رمزی شدن و نمادی شدن این نام مقدس است که سعی می شود ابعاد مختلف این موضوع در این مقال بررسی گردد.
ادبیات عرفانی ادبیات رمزی
یکی از ویژگی های ادبیات عرفانی، رمزی بودن آن است. از آن جایی که واژگان رایارای آن نیست، تا مفاهیم بلند عرفانی را در خویش
جای دهد و عارف در کشف و شهود نمی داند چگونه هجوم لحظه های ناب را تاب آورد از رمز مدد می جوید، تا بتواند بدان طریق گوشه ای از دریافت هایش را بیان کند و عیان نماید. و گاه نیز آرزو دارد حرف گفت، و صورت را بر هم زند، تا به این هر سه، از یار بی نشان دم زند، از این رو رمز را در ادبیات عرفانی این گونه معنا می کنند:القا معنا و مقصودی با اشاره و ایما، کلمه و سخنی که با رعایت نوعی تناسب و شباهت و یا حتی بدون تناسب معنایی بعید از آن را اراده کنند و در اصطلاح معنیی باطنی که مخزون در تحت کلام ظاهری است که غیر اهل را بدان دسترسی نیست.نگاهی گذرا به سیر کاربرد واژه مقدس حسین در ادبیات عرفانی فارسی نشان دهنده نمادین شدن و رمزی گشتن این نام است و این نیز خود بیانگر عمق معنا و مفهوم این حادثه عظیم از یک سو و مفاهیم مکنون در آن و وقایع باطنی و مخزون پوسته ظاهری آن است. برای آن که بتوانیم سیر کاربرد این نام مقدس را بررسی نماییم، این سیر را به چند دوره تقسیم بندی می نماییم
نام مقدس حسین در نخستین دوره های ادبیات عرفانی
در نخستین آثار عرفانی به زبان فارسی و به ویژه در اشعار این دوره، نام مقدّس امام حسین (ع) به عنوان سمبل فنای فی الله مطرح شده است. ابوالحسن علی ابن عثمان جلابی هجویری صاحب کتاب گران قدر «کشف المحجوب» در بیان احوال اولیای الهی امام حسین (ع) را این گونه توصیف می کند:«ابو عبدالله الحسین بن علی ابن ابی طالب رضی الله عنهما از محققان اولیا بود و قبله اهل
بلا و قتیل دشت کربلا و اهل این قصه بر درستی حال وی متّفقند، کی تا حق ظاهر بود مر حق را متابع بود، چون حق مفقود شود شمشیر بر کشید و تا جان عزیز فدای شهادت خدای عزوجل نکرد، نیارمید.همان گونه که مشاهده می شود، هجویری شهادت و فنای فی الله را از خصوصیات بارز امام حسین (ع) می شمارد و این برداشت در شعر شاعر و عارف بزرگ قرن پنجم حکیم ابوالمجد مجدود آدم سنایی، غزنوی نیز راه می یابد. سنایی یکی از بزرگ ترین شاعران پارسی گوی است که برای نخستین بار مفاهیم عرفانی را وارد شعر فارسی کرد.وی در شعری در مدح رسول اکرم (ص) می سراید:بارگاه او دو در دارد که مردان در روند یک اندر کوفه یابی و دگر در کربلاسنایی، معتقد است که راه دین راهی سخت و طاقت فرساست و انسان به حکم آن که در الست به «الست بربکم» «بلی» گفت باید تن به سختی های کرب و بلا سپارد و چون حسین (ع) خون از گلویش او جاری گردد:خرمی چون باشد اندر راه دین کز بهر حق خون روان گشتست از حلق حسین در کربلااز برای یک بلا کاندر ازل گفتست جان تا ابد اندر دهد مرد بلی تن در بلاتاثیر نمادین نام امام حسین (ع) در همان دوره های اول شعر عرفانی در این شعر حکیم سنایی بسیار زیبا نمود می یابد:دین حسین توست آز و آرزو خوک و سگست تشنه این را می کشی و آن هر دو را می پروری بریزید و شمر ملعون چون همی لعنت کنی چون حسین خویش را شمر و یزید دیگری در این شعر، شاعر آز و آرزو را که