سایز
اندازه متن

مقدمه

فرایند سخن این است که تا پایان سده ششم به جز چند بیت معدود پراکنده از ناصر خسرو و چند مراثی در قالب قصیده یا مثنوی از قوامی رازی و سنایی غزنوی، اشعار عاشورایی دیگری در آینه شعر و ادب فارسی در سبک خراسانی مشاهده نشده است.جماعت شاعران سبک عراقی به تمامی، حسین بن علی را به حق، مظلوم کربلا شمرده و بر قاتلان او لعنت و نفرین فرستاده اند.ذکر مصیبت ها در حیطه دینی و مذهبی در این دوره دویست ساله (سبک وقوع و هندی) بیش از دوره پیشین است. غم سروده های طولانی در قالب ترکیب بند و قصیده و مثنوی، غالب ارکان شعری این دوره را تشکیل داده است. گرایش شدید حکومت ها به مذهب تشیّع در روی آوردن شاعران به ذکر مناقب اولیاء اللّه بی تأثیر نبوده است. شاید به یقین بتوان این دوره دویست ساله از تاریخ شعر فارسی را دوره تسلط مصیبت سرایان اهل بیت نامید.در این مقال به طور گذرا این اشعار عاشورایی را بررسی می کنیم.

درآمدی بر مبانی اشعار عاشورایی در سبک خراسانی

نخستین گویندگان زبان فارسی دری از خراسان و سرزمین های شمال و شرق کشور که در سده های پیشین، آن ها را در مجموع، خراسان بزرگ می نامیدند، برخاسته اند.مردم این نواحی، پس از عبور از دو قرن سکوت، توانستند آثاری مکتوب در زبان و ادب فارسی از خود به یادگار بگذارند که دامنه اش فراگیر زمان ها و مکان های دیگر گردد. کلام این گویندگان از طبیعت خراسان متأثر گردیده و زیبایی طبیعت با فخامت و استواری کلام، همراه با آداب و سنن در بیان آنان کاملاً متجلّی گردیده است.در کلامشان، سخن از تعّلقات دنیوی و حُسن خدادادی و نشاط روزگاران است و چون

شعر در دربارها و مجالس اعیان و اشراف زمان، تظاهر پیدا می کرد، عامّه مردم،بی خبر از گذر ایّام و لذّات زمانه در رنج و بلایای دنیوی گرفتار و دل به رویکردها و مقدّرات عالم بسته بودند.هنوز خون حسین، کلک بنان شاعران را رنگین نکرده بود، ملّت به تبعیت از دولت وقت به مذاهب غیرتشیّع، وابسته شده و جرأت انتخاب غیر از مذاهب سلاطین از وجودشان سلب شده بود. هنوز خورشید تشیّع به گونه امروز، سرزمین ایران را تابناک نکرده و شیفتگان طریقت سالار شهیدان در عرصه ایران زمین، قد علم نکرده بودند.هر چند که سده های چهارم و پنجم، دوران خاص حماسه سرایی در ایران بوده و بیشتر گویندگان این عصر در تمجید و ستایش حاکمان و امیران وقت، اشعاری غرّا و بی همتا سروده اند، اما در هیچ یک از آن آثار تا قرن پنجم هجری از مراثی مذهبی شیعه، نشانی موجود نیست.آغازگر ادبیات عاشورایی در قلمرو شعر فارسی، حکیم ناصر خسرو قبادیانی است که او هم فقط طی چند بیت به ذکر مصایب کربلا پرداخته است. هر چند که به عقیده برخی از صاحب نظران، حکیم کسایی مروزی، نخستین پرچمدار ادبیات تشیّع در ادب فارسی شناخته شده، اما باید دانست که در میان اشعار باقی مانده اش، نشانی از اشعار عاشورایی مشهود نیست. الزاماً باید بدین نکته اشاره شود که سخت گیری حکومت های گذشته در جانب داری از موجودیت مذاهب مرسوم و تعصب دولت ها در این امر، زمینه برای بروز این گونه شعرها (تا عصر صفوی) فراهم نبوده و چنانچه در برخی ولایات، موقعیتی برای ظهور اشعاری در ذکر مراثی یا مناقب ائمّه اطهار (ع) ایجاد می گردید، به سبب شدت

مقابله از سوی حکومت مرکزی، قدرت خودنمایی پیدا نمی کرد و در رهگذر زمان به فراموشی سپرده می شد. و اگر چنین نبود تاکنون مجموعه ای بی نظیر از عاشورایی های شاعران متقدّم در ادب فارسی به یادگار مانده بود.با باریک بینی در دیوان شاعران متقدّم این دوره، قدیم ترین مراثی مذهبی موجود در شعر فارسی، متعلق به قوامی رازی (شاعر شیعه مذهب نیمه اول قرن ششم هجری) و پس از آن مربوط به سنایی غزنوی (شاعر سنی مذهب در قرن ششم هجری) است که در وصف کربلا و شهادت سالار شهیدان سروده شده و هر دو شاعر مراتب نفرت و انزجار خود را از قاتلان شهیدان کربلا آشکارا نشان داده اند.فرایند سخن این است که تا پایان سده ششم، به جز چند بیت معدود پراکنده از ناصر خسرو و چند مراثی در قالب قصیده یا مثنوی از قوامی رازی و سنایی غزنوی، اشعار عاشورایی در دیوان شاعر دیگر (پیرو سبک خراسانی) مشاهده نشده است.

درآمدی بر مبانی اشعار عاشورایی در سبک عراقی

قرون ششم و هفتم با ظهور شاعران بزرگ صوفی و عارف در صحنه ادبیات ایران و ورود و تداخل عقاید عرفانی از دوران پُربار و طلایی شعر فارسی محسوب می شود.سنایی غزنوی که چشم و چراغ عرفان ادب ایران است در سده ششم، ادبیات پر ارج فارسی را غنی تر کرد. عطار روح عرفان گشت، سعدی، عشق را در شعرش متعالی کرد، مولانا عرشی اش نمود، حافظ عشق و عرفان را گره زد و جاودانه اش ساخت. عبدالرحمن جامی و شاعران بعد از او از مریدان آن ابر شاعران شدند و به تبعیت از افکارشان پرداختند.همه این بزرگ شاعران از معتقدان سرسخت دین و مذهب بودند و به نوعی ازشعر متعهدانه طرفداری

می نمودند.شورش و یورش مغولان و تصرّف سرزمین های ایران توسط آن قوم مهاجم،دگرگونی عظیمی را در ارکان حیات این ملّت به وجود آورد. تمدن ایران اسلامی را در بیشتر زمینه ها به قهقرا کشانید و اراده و اختیار را به تمامی از مردم ایران سلب نمود.مردم همچون خیزاب های بی اختیار در دریای متلاطم روزگار شناور شده بودند.دیگر از تدبیر و تدّبر کاری ساخته نبود. شعر این دوره از این گونه تأثّرها، بی نصیب نمانده و مرگ آرزوهای دنیوی در سراسر شعر شاعران، حکم فرما شده بود.همه دل به آخرت بسته و خواهان حیات محض اخروی گردیده بودند. ترک لذّات دنیوی، از بهترین لذّات شمرده می شود.غم سروده ها، غالب زمینه های شعر فارسی را فرا گرفته بود، انگار شادی ها را دررنج و غم فراهم می دیدند. طرب و طراوت از شعر فارسی رخت بربست، دنیا وسیله ای شده بود برای تدارک اسباب آخرت و سیر و سیاحت به قلّه جاودانه آن. شعرش، هر چه هست، تسلاّی دل است و آرامش در تخیّل آخرت. هر جا غم بود، شعر نمود پیدا می کرد و غم فراروی عقاید قرار می گرفت.شعر این دوره با غم و درد گره خورده است و درد به نوعی تسکین افزا شده. مردم این دوران با هر باور و عقیده ای، یاور مظلوم بودند، به ویژه آنان که سعادت را در آن دنیا می جستند و خواهان آخرت بودند و این خاصیّت بارز در شعر این دوره نمودار است. مظلوم گرایی تباینی با عقیده گرایی نداشته و فرق گوناگون اسلام، مخالفتی با آن ندارند، به ویژه اگر مرگ و شهادت در راه احقاق حق بوده باشد.بدین جهت است که شیعه و سنّی در تعظیم شهید کربلا ناله سر داده اند

درآمدی بر مبانی اشعار عاشورایی در سبک های خراسانی، عراقی و هندی در ادب فارسی صفحه 1 از 3