↔
مجلس اول
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِین.
امانتی که تسلی دل مؤمنان و راحت جان مجروحان مخلص [است] استماع قصه مختار است، که چون دلهای ایشان به جراحت مقتل شهدای کربلا مجروح شده باشد، شفای آن درد و تریاک آن زهر است این قصه مختار، که آن شیرمرد یگانه و آن جوان فرزانه پشت زمین را از نجاست فسق مروانیان پاک کرد و سرهای آن بی دینان را به تیغ یمانی از تن جدا کرد و به خدای تقرب جست
جَزَاهُ اللَّهُ خَیْراً.
بدان که مختار ابی عُبَِیدة (36) الثقفی رحمه الله از جمله مخلصان و موالیان اهل بیت بود و شیخ کبیر ابوجعفر بنِ عَلِی بن حسین بابویه (37) در کتاب خویش بدین ترتیب ذکر کرده است. و آن را که امام دعا کند و شفاعت وعده دهد، حدیث کرد پدر [من که] حدیث کرد مرا علی بن ابراهیم از حسین بن عِمْرَان از اصبغ بن نباته (38) ازین راویان و ناقلان معتمد، گفت: «امیرالمؤمنین علی (ع) روزی در کوچههای کوفه میگذشت کودکان را دید که بازی میکردند. مختار میان ایشان بود. امیرالمؤمنین گفت: