چكيده
در اين مقاله شخصيت امام حسين (ع) به عنوان امام معصوم از دو ديدگاه مورد بررسي قرار گرفته است تا اينكه چگونگي اسوه و الگو بودن امام براي انسانها تبيين شود. ما از سويي با كساني روبرو هستيم كه بايد واسطهي وحي قرار گيرند و كلام خدا را دريافت، و بدون كاستي به مردم عرضه كنند و عدهاي نيز با حفظ اتصال به منبع وحي در مقام تبيين، تفسير و تداوم كلام وحي قرار گيرند. اين بعد از شخصيت معصوم تحت عنوان مقام ثبوت به بحث گذاشته شده است.از سوي ديگر با شخصيتهايي روبرو هستيم كه ميبايد اسوه و مقتدا و پيشواي عملي قرار گيرند و گفتار و كردار آنها براي ما انسانها با تمام محدوديتها و موانع و خصوصيات ذاتي وجودي حجت و هدايت باشد؛ به اين معني كه تمام ابعاد زندگي آنها قابل تقليد و الگوگيري امت و راهنمايي براي زندگي خداپسندانه است. مااين بعد از زندگي امام را تحت عنوان مقام اثبات به بحث و بررسي گذاشتهايم.بنابراين نگاه، تمامي واژهها و مفاهيمي كه در اين حادثه بزرگ به كار رفته معني و مفهوم تازه مييابد و به گونهاي معنيدار با حوادث زمان ارتباط پيدا ميكند. اسارت، شهادت، مظلوميت، قساوت، شهامت، مسئوليت، قدرت،وظيفه و... هر كدام جايگاه و مفهومي سياسي - اجتماعي خواهد يافت كه همواره در تمامي جوامع، درسآموز، هدايتگر و راهنما خواهد بود.آنچه در اين نوشتار كوتاه به آن پرداخته خواهد شد، توجه به ديدگاهي است كه آثار عملي ويژهاي در پي دارد و مستقيما از نوع نگرش كلامي انسان ناشي ميشود و سرانجام، تلاشي است براي جمع ميان انديشههاي گوناگوني كه در اطراف زندگي معصومين بويژه حسين بن علي (ع) وجود دارد؛ البته منشأ روايي نيز دارد.
لازمه ارتباط با وحي و مقام ثبوتي معصوم
ما از سويي با افرادي روبرو هستيم كه بايد واسطه وحي قرار گيرند و كلام خدا را بخوبي درك و دريافت، و بدون كاستي به مردم عرضه كنند و عدهاي نيز در مقام تفسير و تبيين، تداومبخش كلام وحي باشند. تصوير چنين موجودي - با توجه به انديشههاي فلسفي و كلامي - كه توان ارتباط مستقيم با وحي را داشته باشد، جز با ذهنيتي بلند مقدور نخواهد بود. موجودي كه شايستگيهاي ذاتي او، چنين تمايز و برجستگي و صلاحيتي را فراهم آورده، امكان جايگزيني آن نيز غير ممكن است.وساطت وحي، ويژگيهاي ذاتي خاصي را لازم دارد كه فقط در نفس قدسيه محمديه تحقق يافته است. او چون صادر اول است، تنها موجودي است كه نزديكترين موجود به وجود مطلق است و توان ارتباط مستقيم با منبع وحي را دارد لا غير، زيرا لازمهي اين ارتباط، سعه وجودي خاصي است كه فقط در نفس قدسيه محمديه محقق است.اين ديد نسبت به مفسران وحي، يعني ائمه معصومين، با اندكي كه تنزل قابل تصور است؛ در غير اين صورت همان مشكل به صورتي ديگر جلوه خواهد كرد. دريافت و درك واقعي كلام الهي، فقط از موجوداتي برميآيد كه نزديكترين موجودات به خداوند هستند. مراد از قرب، قرب اعتباري نيست، بلكه قرب حقيقي و ذاتي لازم است. مقامي كه نتوان هيچ موجودي را - اعم از انسان و فرشته - به جاي آن نشاند. البته تصور صحيح اين جايگاه نيز فقط و فقط براي موجوداتي ميسر است كه جايگاهي همسنگ و يا برتر داشته باشند. بنابراين شناخت مقام والا و كنه واقعي نفس محمديه و ولويه تنها براي ذات اقدس احديت ميسر است؛ زيرا وجودي برتر بلكه خالق وجود، اوست.در اين نوشتار، به خاطر سهولت در انتقال مقصود، اين مقام را مقام ثبوتي معصوم نام نهادهايم و هر گاه اين اصطلاح را به كار ميبريم منظورمان چنين تصويري است.
جايگاه معصوم در مقام اثباتي
از سوي ديگر، با شخصيتهايي روبرو هستيم كه ميبايد «اسوه»، «مقتدا» و «پيشواي» عملي ما قرار گيرند. و گفتار و كردار آنها براي ما انسانها - با تمام محدوديتها و موانع و خصوصيات ذاتي وجودي - حجت و هدايت باشد؛ به اين معني كه تمامي ابعاد زندگي آنها قابل تقليد و الگوگيري و راهنمايي براي يك زندگي خداپسندانه است.نميتوان موجودي را«اسوه» قرار داد كه افق وجودي او به اندازهاي با «انسان» فاصله دارد كه حتي تصور صحيح و واقعي آن غير مقدور است. عدم هماهنگي در شرايط و خصوصيات ذاتي، عملا يك موجود را از دايرهي تقليد و الگوگيري خارج نموده، امكان ارتباط را نيز منتفي خواهد ساخت.قرآن كريم، جايگاه رسول خويش را در ميان مردم، جايگاه «اسوه» و مقتدا ميداند و بر همگوني ميان او و نوع بشريت با «منت» تأكيد ميكند كه «لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه» [1] و يا در آيهاي ديگر «لقد من الله علي المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم» [2] چنين جايگاهي، اين موجود را تا حد يك انسان با همه ويژگيها و محدوديتها و موانع پايين خواهد آورد كه نبايد خصوصيتي فوق انسانيت در خود داشته باشد؛ در غير اين صورت مقام «اسوه» و «منت» را متزلزل خواهد كرد. لازمهي اين وجهه آن است كه موجودي با كمال، ولي با تمام موانع، در پيش روي داشته باشيم كه هيچ خصوصيتي برتر از آنچه درباره يك «انسان» سراغ داريم، در زندگي و مشي اجتماعي او وجود نداشته باشد. هر گونه تصوير شرايط ويژه - مخصوصا شرايط ذاتي و خلقتي - كه امكان تحقق و دست يافتن نوع بشر به آن ميسر نباشد، آنها را از دائره «اسوه» بودن و بويژه حجت قرار گرفتن خارج خواهد كرد. به علت روشن بودن بحث، اين وجهه را، مقام اثباتي نام نهادهايم و هر جا در اين مقاله سخن از مقام اثباتي ميشود،منظور ترسيم چنين موقعيتي است.
روايات با توجه به مقام ثبوت و اثبات
در ميان روايات رسيده - بدون توجه به اسناد آن- با دو دسته از روايات روبرو هستيم كه دستهاي به مقام ثبوتي پرداخته، فاصلهاي عميق ميان معصوم و انسانهاي معمولي ترسيم ميكند و دستهاي از روايات ما را به موجوداتي همانند راهنماييميكند و آنها را بر ما حجت ميداند و وظيفه تأسي و الگوگيري را گوشزد مينمايد.توجه به رواياتي چند از اين دست، خالي از لطف نيست.فضل بن شاذان از داوود بن كثير نقل ميكند كه گفت: به حضرت صادق (ع) عرض كردم: أنتم الصلاة في كتاب الله عزوجل و انتم الزكاة و أنتم الحج؟ فقال يا داوود نحن الصلاة في كتاب الله عزوجل و نحن الصيام و نحن الحج و نحن الشهر الحرام و نحن البلد الحرام و نحن كعبة الله و نحن وجه الله قال الله تعالي «فاينما تولوا فثم وجه الله» و نحن الآيات و نحن البينات... [3] .در روايتي ديگر فضل به استادش از امام صادق (ع) نقل ميكند كه فرمود: نحن أصل كل خير و من فروعنا كل بر و من البر التوحيد و الصلاة و الصيام و... [4] .در روايتي از موسي بن جعفر (ع) نقل شده كه فرمود: ان الله جعل قلوب الائمه موردا لارادته فاذا شاء شيئا شاؤة و هو قوله «و ما تشاؤن الا أن يشاء الله» [5] .در يكي از دعاهاي ماه رجب كه به ناحيه مقدسه منسوب است، آمده است:اللهم اني اسئلك بمعاني جميع ما يدعوك به ولاة أمرك المأمونون علي سرك المستبشرون بأمرك الواصفون لقدرتك، المعلنون لعظمتك، أسئلك بما نطق فيهم من مشيتك فجعلتهم معادن لكلماتك و أركانا لتوحيدك و آياتك و مقاماتك التي لا تعطيل لها في كل مكان يعرفك بها من عرفك لا فرق بينك و بينها الا انهم عبادك و خلقك [6] .توجه به جملههاي اخير اين دعاي عارفانه شايان توجه است. جملاتي در دعاهاي ديگر نيز آمده است كه شأن ائمه را فراتر از عقول و اندازههاي بشري معرفي ميكند. عبارت ذيل در زيارت ائمه بقيع عليهمالسلام آمده است:«السلام عليكم يا خزان علم الله و حفظة سره و تراجمة وحيه» [7] همين مضمون در زيارت بسياري از ائمه تكرار شده است. درك صحيح و عميق اين جملات بسادگي ميسر نيست و دست كم،تفاوت و فاصلهي عميقي را، كه ميان معصوم (ع) و مردم وجود دارد، بخوبي آشكار ميسازد.
شرايط حجت و اسوه بودن ائمه